استفاده از ماهيهاي خطرياب دست پرورده شوونيسم فارس در آذربايجان
علت استفاده از اين ماهيهاي به خصوص اين است که اگر روزي يک عده اي بخواهند آب شهري را آلوده بنمايند٫ اين ماهيها عکس العمل نشان داده و با تلف شدن خود! هشداري به نگهبانان ويژه ارسال کنند. يعني اين ماهيها ناخودآگاه به عنوان يک قرباني در محلهاي مخصوص نگهداري ميشوند و در زمان خطر از بين ميروند تا صاحبان خود را از مرگ نجات دهند. در اين بين نه موضوع عقل در کار است و نه جريان وفاداري حيوانات به صاحبان خود! بلکه يک سؤاستفاده دردناک در کار است. به هر حال …
شوونيسم فارس نيز از همه نظر مواظب شريانهاي حياتي خود ميباشد. اگر روزي به يکي از اين شريانها ضربه اي وارد شود٫ کار شوونيسم تمام خواهد شد.
برای مطالعه ادامه مقاله کلیک کنید!
مطلبين داوامي
شناسایی یک بیمار روانی به قدمت نزدیک به هزار سال
هدایت ذاکر (آرازلی)
جناب آقای حکیـم ابوالقـاسم فـردوسی، موضوع سخنرانی های مجالس هشتادویک ساله تمام فاشیست های به اصطلاح «پـارس پرسـت» شده است و به دیدگاه یک دوست مآب «اگر او نبود چه برسر ما می آمد؟» (منظور چه برسر پان پارسیسم می آمد؟).
افکار شاعرانه این حکیم (به اصطلاح) سخن سرا که یه زر و زور و تزویر بر دهان بعضی محافل بین المللی چپانده اند و نان از آن سفره تناول می نمایند، آن گونه تخیلی – جعلی و نژادپرستانه است که دود از کله هر خواننده خوش ذوقی برمی خیزاند.
وی، یعنی آن عالیجناب، چنان تخم تفکرات شوونیستی را کاشته است که هنوز هم بیماری آن، همچون ویروس بر هرکس و ناکسی سرایت می کند.
اگر به دقت براشعار افسانه ای و حماسی جاودانه ی «خان طوس» نظر بیفکنیم و دروغنامه! ببخشید، شاهنامه اش را نبش قبر کنیم خیالات نژادپرستانه و مریض احوال نامبرده برملا می شود.
برای مطالعه متن کامل مقاله کلیک کنید.
مطلبين داوامي
قیزیل آلما
سر بست شعر فئستیوالی
سایین شاعیرلر:
ایملر ادبیات قوروپو گونئی آذربایجان سربست شعرینین گلیشمهسی اوغروندا هابئله شاعیرلریمیزین امکلرینی دیرلندیرمه آماجیلا قیزیل آلما آدلی سربست شعر فئستیوالینی اینترنت آلانیندا حیاتا کئچیرمهده سیزین قاتیلمانیزی دیلهییر.
بحران کمبود گاز،
مقصر نه سرما و نه ترکمنستان؛
مقصر اصلی مسئولین اجرائی کشورند!
نوید محمدی
امروز وارد ششمین روز بحران سرما و یا بهتر است بگوییم بحران گاز شدیم .
بحرانی که تاکنون 3% از اوقات تحصیلی محصلین و دانشجویان را در موسم حساس امتحانات تلف نموده است و سردسیرترین نقاط کشور را با قطعی گاز و تحمل سرمای 30 درجه زیر صفری مواجه ساخته است ،بحرانی که مردم را به یکباره شوکه ساخته و بهیچوجه انتظار قطعی گاز آنهم در این فصل از سال را نداشته مستاصل نموده است.بحران اخیر ازلحاظ اقتصادی خسارتی سنگین همچون زلزلهای سهمگین را در بر داشته است . بنابرنوشته سایت خبری تابناک روزانه نزديك چهل ميليارد تومان هزينه جاري دولت در تهران است که بخش عمده آن، حقوق و دستمزد کارکنان است و با اين وصف، ميتوان گفت، با تعطيلي چند روزه، بخش قابل توجهي از این هزينه دولت خرج شده، اما به دليل حاضر نشدن بيشتر کارکنان دولت، خدمات هر روزه به مردم ارايه نشده است .از طرفی برای جبران کاستی گاز بیشتر فشار بر روی بخش صنعت افتاده است و برای تامین گاز سوخت شهر واحدهای صنعتی به حالت نیمه تعطیل درآمدهاند. علاوه بر قطعی گاز در شهرهایی همچون مراغه ،اهر ، پارس آباد،اردبیل،خلخال،سراب،مشکین ،اورمیه ،مهاباد ،سردشت ،قائم شهر،گنبدکاووس و...گازهای صادره به نخجوان و ترکیه نیز قطع گردیدهاست .
بدیهیاست که بحران فوق الذکر مشکلی حاد نبود و با اندکی تدبیر و دور اندیشی میشد آن را به سادگی حل نمود . مشکل کمبود گاز در حالی برای ایرن مطرح میشود که دومین کشور دارنده منابع گاز طبیعی هستیم .
دولت نهم که قرار بود نفت را بر سر سفرهها بیاورد گاز را هم از خانهها فراری داد . واقعا چه حادثه خاصی رخ دادهاست که آقایان اینچنین مستاصل ماندهاند؟ گفته میشود دلیل کمبود گاز علاوه بر برودت هوا ،قطعی گاز وارداتی از کشور ترکمنستان است ولی بنابر گفته مسئولین وزارت نفت ،همان مقدار نفتی که از ترکمنستان خریداری میکنیم به کشور ترکیه صادر میکنیم ،پس در صورت صحت این قضیه با قطع صادراتمان که در چند روز اخیر اتفاق افتاده است ،نباید مشکلی در داخل کشور به وجود میآمد. برودت هوا دیگر دلیل قطعی گاز عنوان گردیده است و بر طبق آمار در سردترین روز کشور نسبت به روز مشابه سال گذشته 17 % افزایش مصرف سوخت داشتهایم که با چشم پوشی از دمای مناسب سال گذشته این سوال پیش میآید که آیا ما توانایی پیشبینی 17% سوخت را نداریم ؟ پس چطور است وقتی برای تنظیم بودجه سال 87 نفت 100 دلاری را محض احتیاط 35دلار یعنی 3/1 قیمت واقعی محاسبه میکنیم؟ با این حساب دور اندیشی و محتاطی باید توانایی 3 برابر شدن مصرف سوخت را نیز داشتیم ولی با 17% آنچنان مستاصل میمانیم که خردسالان را در 30 درجه زیر صفر تنها میگذاریم و آنها را از غذای گرم و آب گرم محروم میکنیم.
اگر مسئولین اجرایی به گاز ترکمنستان به دو برابر قیمت گذشته (و بنابه روایتی 3 برابر قیمت) تن در میدهند نشانگر خسارات سنگینی است که از بی گازی میکشیم. همچنین در خبرها آمده است که دولت در حال مذاکره با مسئولین پاکستانی برای خرید گاز است ولی آیا زمان خرید گاز بعد از یک هفته بحران است ؟ آیا نمیشد قبل از بحران برای معاوضه و یا خرید گاز در چنین وضعیتی تفاهم نامهای امضاء نمود ؟
مملکت یک هفته است که تعطیل است و انتظار میرود هفته آینده نیز این تعطیلات ادامه یابد و این دو هفته در تاریخ دولتی که سردمدار آن همواره خود را چاکر و نوکر!!! مردم معرفی مینمود ثبت شد. لازم است که دولت به جای فرافکنی اینبار رسما از مردم عذرخواهی کرده و هیئت دولت سیار برای اظهار همدردی هم که شده ،دو روز در شهری همچون سراب یا خلخال در 30درجه زیر صفر بدون گاز،ساکن شوند تا طعم سرمای وحشتناک را بچشند.
روزنامه جام جم و ماجراي مقاله جنجال برانگيز
تبریزلی بای بک
چند روز پيش مقاله اي در روزنامه جام جم به چاپ رسيده است که در آن تاريخ آذربايجان را بازگو کرده٫ بخش جنوبي را نيز به نام آذربايجان جنوبي ياد کرد و نيز از اقوام وحشي پارس و عرب سخن گفته است.
نبايد ناديده گرفت که در وهله نخست اين احترام است که مورد محک قرار ميگيرد. ساليان سال است که تورکهاي آذربايجان در مقابل بي احتراميهاي شوونيستهاي فارس و حتي غير فارسها سکوت کرده و به نوعي واکنش لازم را از خود نشان نداده اند. اين کار شايد از نظر خيلي ها مدنيت و روشنفکر بودن را برساند ولي از نقطه نظر من ميتوان آنرا به نوعي ترس و يا قبول توهينها ناميد. بايد که بر اين ترس و خودذليل بيني پايان داد.
در مقاله روزنامه جام جم به پارسها و عربها لقب وحشي داده است. هر چند صفت وحشي در اين مقاله به عنوان غيرمتمدن و به عبارتي بيابانگرد و غيراجتماعي بکار رفته است٫ ولي ممکن است دست آويزي براي متهم ساختن تورکها باشد. چرا که اگر ما با شادي به اين پيروزي بباليم و با وحشي خواندن ديگران٫ با پررنگتر کردن اهانتهاي غير مستقيم به ملتها٫ و با محکوم کردن شوونيسم فارس به خودزني٫ از سوي ديگر شايد ما محکوم به طرفداري از توهين به ملتها شويم.
وحشي خواندن يک ملت و يا يک قوم دور از شئونات انساني است و اينکار مناسب روح دموکرات و انساني حرکت ملي آذربايجان نميباشد.
بهتر است با بهره گيري از اين مقاله و تلطيف توهين غيرمستقيم بکار رفته در آن٫ راه را براي سؤاستفاده هاي شوونيستها ببنديم و از اين اتفاق به نفع خود استفاده کنيم. يعني٫ با تکيه بر دلايل و مستندات موجود در مقاله از حقانيت خود و سرزمين خود دفاع کنيم و با نفي توهين به ملتها٫ هر چند در گذشته مورد تاخت و تاز و غارت از سوي آنها قرار گرفته باشيم٫ انتقادي نرمتر و مناسبتر به کار بگيريم و چهره واقعي حرکت خود را که همانا احترام متقابل است را بار ديگر به نمايش بگذاريم.
کسي چه ميداند٫ شايد اين مقاله بتواند باب گفتگو با فارسهايي را باز کند که تا ديروز خود را سرور ديگران ميدانستند!
گوندوغار اؤلکهسی: شمس، مولوی!
دوکتور ایواز طاها
چوخ چالیشدیم مؤولوینین سککیز یوز ایللییینه نهسه یازماییم. چونکی خیرداجا بیر اینسان اولدوغوم اوچون او بؤیوکلوکده دونیانین یوکونو داشیماقدان قورخوردوم. شمسله روم موللاسینین حاققینی کیچیک بیر یازیلا بیر یئرده اؤدهمهدک گولونج گلیردی منه. اونلارا درین سئوگیمی یالنیز اورهییمده داشیماق ایستهییردیم. آمما آلینمادی، یازماق وسوسهسیندن یاخا قورتارا بیلمهدیم. بو یازی اؤزونو منه یازدیردی.
مطلبين داوامي
لغات مظلوم ترکی در فارسی و محققان بیصلاحیت
سید حیدر بیات
دو سال پیش دانشجویان دانشگاه قم از بنده دعوت کرده بودند که در مورد فرهنگ و فولکلور آذربایجان سخنرانی کنم. به اقتضای مقام، در سخن گفتن از فولکور ترکی و تاثیر پذیری شیخ اجل سعدی شیرازی از فولکلور ترکی و آوردن نمونههایی از دیوان لغات الترک و گلستان سعدی و تطبیق آن دو متن، کار به جاهای باریکی کشید و اگر دانشجویان ترک و کرد متفقا همرایی و همراهی نمیکردند احتمالا کتک مفصلی از جانب دانشجویان فارسی زبان میخوردم. چیزی که دانشجویان فارس را ناراحت کرده بود، انتقاد از فرهنگنویسان معاصر و در راس آنها مرحوم دکتر معین بود. به نظر ما امثال دکتر معین صلاحیت فرهنگنویسی ندارند.....
برای مطالعه ادامه مقاله کلیک کنید
مطلبين داوامي
31 دکابر - دونیا آذربایجانلی لارین هم رأی لیک گونو!
... آزاد قارداشیم وار، اونونلا خوشـام
ایکی بؤلونمکدن ائله قورخموشــام، چؤپوده ایکی یه بؤلمه رم داهــــــا
دنیزلــــــر دریالار منه دایـــــــازدیر، ان درین بیر چای وار اودا آراز دیر،
منه گؤروش وئرین، آزادلیق آزدیر، گؤروشسم آیریلماق بیلمه رم داهــا...
31 dekabr(aralik) dünya Azərbaycanlilarinin həmrəylik gunu qutlu olsun!
bu gun 50 Milyonluq Azərbaycan Türkunun ürəgi birgə vurur!
31 دسامبر در راه است
از روز31 دسامبر سال 1989 میلادی دهها هزار تن از تورکان آذربایجانی هر دو سوی ارس، با تجمع در کرانه های این رود افسانه ای، نشانها و حصارهای مجعول مرزی دولتین فاشیست مسکو و تهران را آتش زدند و فریاد کشیدند:
آذربایجان بیر اولسون .......... مرکزی تبریز اولسون
این فریاد وحدت طلبانه تا روزی که تقسیم ظالمانه ملت آذربایجان ادامه دارد، با قوت و شدت تمام طنین انداز خواهد بود.

