معرفي كتاب
مرزها و برادري
ايران و چالش هويت آذربايجاني
برندا شيفر
ترجمه: ياشار صدقياني آذر
ويراستار : سئودا محسني نمين
ناشر: اولوس، نشريه دانشجويي دانشگاه تهران
صفحه آرايي : افسانه رحيميان
طرح روي جلد : آتاباي تيكان تپهلي
چاپ : اول، 1385
تيراژ: 2000 نسخه
درباره مؤلف
خانم دكتر برندا شيفر مدير تحقيقات برنامه مطالعاتي كاسپين در كالج كندي دانشگاه هاروارد ميباشد.
شيفر متخصص و صاحب نظر مسائل خاورميانه، قفقاز، سياست ايران در منطقه درياي خزر، روابط ايران و روسيه، سياستهاي قومي ايران و مناقشه قاراباغ كوهستاني ميباشد.
وي در چندين دانشگاه خاورميانه تدريس ميكند. همچنين در مؤسسه تحقيقاتي Harry.S.Truman به تحقيق و پژوهش در امور جنگ و صلح مشغول است.
شيفر نويسنده كتاب:
Partner in weed: the strategic relationship of
ايشان چندين مقاله راهبردي در مورد منطقه درياي خزر نوشته كه مورد استفاده دولت آمريكا نيز قرار گرفته است.
و اثر ديگر وي كتاب:
The Iimits of Culture: Foreign Policy, Islam and The Caspian
كه در سال 2003 توسط دانشگاه MIT منتشر شده است.
****************
خانم دكتر برندا شيفر محقق دانشگاه هاروارد آمريكا و صاحب نظر در حوزه قفقاز و خاورميانه رساله دكتراي خود را درباره مسائل گوناگون آذربايجان انتخاب كرده است .
شايد بتوان خانم شيفر را نخستين محققي دانست كه به صورت گسترده و وسيع به آذربايجان معاصر پرداخته است.
قبلا از شيفر تنها چند مقاله در خصوص آذربايجان و وقايع سياسي و اجتماعي آن به فارسي و تركي منتشر شده بود و اين كتاب ديدگاه نويسنده اي را بازگو مي كند كه در طي چندين سال اخير تمامي رخدادها و اتفاقات حول و حوش آذر بايجان و منطقه قفقاز را پيگيري كرده است.
نويسنده با وجود آن كه رويكردي واقع گرايانه به مسائل فرهنگي ، اجتماعي و سياسي آذربايجان دارد اما برخي ديدگاه هايش نيز كه در نوع تحليل وي تأثيرگذار بودهاند ، از واقعيت موجود جامعه ايران قدري فاصله دارد .
با اين حال برندا شيفر كمتر واقعه و رخدادي را از نظر انداخته كه در تاريخ معاصرآذربايجان نقش بازي كرده است. او ابتدا در تلاش براي تعريف هويت آذربايجان رفته و آن را در سه عنصر ترك، آذربايجاني و مسلماني در نوسان يافته است.
بدون شك شيفر به ظرافت به يكي از مهمترين دغدغه هاي آذربايجاني كه همانا هويت اوست، دست گذاشته است . در سده معاصر كه سده هويت خواهي است ، هويت آذربايجاني هنوز به پايداري و ثبات خود دست نيافته است . عنصر ناپايداري اگرچه به پيشينه تاريخ فرهنگ و زيست قوم ترك قدمت دارد اما اين امر در جهاني كه هژموني از آن مد رنيته است، قدري تأ مل بر انگيز، و كنكاش در فرهنگ و حيات اجتماعي و سياسي آذربايجاني را بسيار ضروري مينمايد. اگرچه دلايلي چون عدم رشد ناسيوناليسم آذربايجاني در جهاني كه ناسيوناليسم رشد فزاينده اي به خود گرفته، آرمان خواهي جهان وطني بسياري از گروهها ي پيشرو آذربايجاني ، عقب ماندگيهاي اقتصادي و موارد ديگر را مي تواندر اين روند مؤثر دانست . چرا كه در سالهاي 1299 تا 1305 گرايش افراطي روشنفكران آذربايجان به باستان گرايي هخامنشي و ساساني پارس به مثابه ايران پرستي ، گرايش به انتر ناسيوناليسم ماركسيستي در بين سالهاي 1305 تا 1362 و سرانجام گرايش به انترناسيوناليسم اسلامي در بعد از انقلاب 1357اكثريت نيروهاي آذربايجاني را در ايدئولوژيهاي جهان وطني به بازيچه گرفت و آنها هيچ فرصتي براي بازگشت به خويشتن و تعريف هويت خويش پيدا نكردند . اگرچه در بين اين سالها روشنفكران كم شماري بر هويت آذربايجاني خويش تأ كيد مي كردند . اما در چنين فضايي پيكره هويت آذربايجاني ، ناتراشيده شكسته مي شد. و دوباره سازي آن پيكره تا به امروز نيز با وجود دادن هزينه هاي فراوان نتوانسته شكل بگيرد و هويت ناپايدار آذربايجاني به پايداري و ثبات خود دست يابد . برندا شيفر در اثر فوق به درستي بر اين ناپايداري هويت آذربايجاني دست گذاشته است.


